محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

422

آثار عجم ( فارسى )

نموده [ بود ] ، خواند . پس آن اشعار را با مجملى از احوال ايشان ، خاتمهء مسافرت‌نامه قرار دادم تا ختم به خير باشد ؛ انشاء اللّه تعالى . [ ميرزا احمد نقيب ] : مرحوم والد ماجد مشار اليه جناب ميرزا احمد نقيب الممالك طاب ثراه - از افاضل زمان خود بوده ، علوم عربيّه و ادبيّه را بنهايت درجهء كمال ، رسانيده و در فنون شعريّه ، از امثال و اقران در گذرانيده ، نظم را به لسانى فصيح و بيانى بليغ مىفرموده ؛ ديوانى مرتّب ساخته و پرداخته . در حدود سنهء يكهزار و سيصد و اند وفات يافته ؛ در مشهد مقدّس ، مدفون است . اين اشعار را از آن جناب به خاطر دارم : داد يك بوسه به صد عشوه مرا جانانى * گر چه جانم به لب آمد به لب آمد جانى شد جوانى ز كفم در طلب فضل و ربود * دل به پيرى ز برم كودك ابجد خوانى مرو از شهر به گلزار كه ديدم در شهر * لاله‌زارى به دبستان و نگارستانى هر چه آورد به دست از سر مستى بشكست * نه دلى ماند و نه پيمانه و نى پيمانى جوهر فرد « 1 » مبرهن نشد امّا دو لبت * متكّلم شد و گفت از دهنت برهانى

--> ( 1 ) . تعبير حكماست و جزء لا يتجّزى تعبير متكّلمان و تحرير قول ؛ چنان كه بعض افاضل گفته‌اند : اين است كه جسم مركّب است و هر مركّبى ، اجزا دارد ؛ پس جسم ، اجزاء دارد و اجزاى آن يا حاصل است در آن ، بالقوّه ؛ پس مؤلّف از اجزاى بالفعل نيست ؛ يا مؤلّف است از اجزاى بالفعل . و بر تقديرين ، يا آن اجزاء متناهيند يا غير متناهى . پس چهار قسم حاصل مىشود ؛ بدين تفصيل : اوّل : اين است كه جسم مركب باشد از اجزايى كه موجودند در آن ، بالقّوه . اين مذهب اكثر حكماست ؛ پس جسم در نزد ايشان واحده است ، فى نفسه ؛ چنان كه واحد است ، در حسّ ؛ مگر اينكه قابل انقسامات غير متناهيه است و اختيار كرده است اين را محقّق طوسى ( عليه الرّحمه ) . دوم : اين است كه جسم مركّب است از اجزاء ، بالقوّه ؛ لكن قبول مىكند قسمتى را كه منتهى شود به حدّى كه ديگر قبول قسمت نكند و اين مذهب بعض از حكماست و قائل شده است به آن شهرستانى ، صاحب كتاب ملل و نحل . سوم : اين است كه جسم مركّب باشد از اجزاء بالفعل غير متناهيّه . و اين مذهب نظّام است كه از جمله متكلّمين معتزله است . چهارم : اين است كه جسم مركّب باشد از اجزاء بالفعل متناهى العدد ، چنان كه متناهى المقدار است ؛ و هر يك از اين اجزاء ، منقسم نيست ، نه به حسب خارج ، نه قطعا ، نه كسرا و نه به حسب ذهن ، نه فرضا و نه وهما . و اين مذهب بعض قدما و اكثر متكلّمين است و فرقه‌هاى مذكوره را در اثبات و ابطال و قبول و ردّ اقوال يكديگر ، تحريراتى است كه در اينجا گنجايش ندارد .